تبلیغات
بچـــه بزرگـــــــــا - هیـــــــز!

بچـــه بزرگـــــــــا
 
بیایـــــیم تا با هم، "ما" بسازیــــــــــم
از زبان یک دوست

خواهرم مسوول دفتر رییس نمایندگی یک کارخانه آلمانی درایران است. رییس آلمانی او،  فارسی را خوب بلد نیست وگاهی لغاتی را از خواهرم می پرسد. یک بار از او سوال کرده:" در زبان فارسی به کسی که چشمهایش آن قدر تیز است که حتی رنگ جوراب منشی اش را هم تشخیص می دهد چه می گویند؟" خواهرم هم با چاشنی رندانه ای جواب داده:" می گویند هیز!!"

امروز رییس کارخانه رفته در جمع کارگران گفته:" خیال نکنید من نمی بینم که شما از زیر کار درمی روید. من خیلی هیزم!!  اگر فکر می کنید زرنگید باید بدانید که من از همه شما هیز ترم!!"





طبقه بندی: در هم برهم !، 
برچســـب ها: هیـــــــز،  
نوشته شده در تاریــــخ پنجشنبه 13 مرداد 1390 توسط مقداد یحیی زاده
تمامی حقوق وبسایت "بچـــه بزرگـــــا"محفوظ بوده و استفاده از مطالب موجود با ذکر منبع بلامانع میباشد
فال حافظ
< /