تبلیغات
بچـــه بزرگـــــــــا - پیدایش زمین، حیات و انسان

بچـــه بزرگـــــــــا
 
بیایـــــیم تا با هم، "ما" بسازیــــــــــم

پیشینیان درباره آفرینش زمین معتقد بودند:

هورمزد همه چیز را می داند و به وجود اهریمن آگاهی دارد و اهریمن که روشنایی را می بیند به جنگ هورمزد می رود و شکست می خورد و بعد از شکست اهریمن با هورمزد به توافق می رسد که 3000 سال دیگر با یکدیگر بجنگند و سپس هورمزد شروع به آفرینش زمین و انسانها در 6 روز کرد که به آن گاه باره هم می گویند که در آغاز آسمانها، اندیشه نیک و روشنایی مادی و پس از آن آب و زمین و درختان و بعد از آن چهار پایان و در پایان کیومرث(انسان) را خلق کرد و سپس اهریمن جانوران آزاردهنده را در زمین پخش کرد و بعد کیومرث مرد و از جسد او بعد از 40 سال میشینگ و میشانگ(آدم و حوای ایرانیان) روئیدند و هورمزد به انان گفت باید نیک اندیش و نیک گفتار و نیک کردار باشید و دیوان را نپرستید. در سویی دیگر اعراب معتقدند که جهان یکبار خلق شد و از آدم تا خاتم 6013 سال (به قولی 5900 سال) می گذرد.

تا حدود 2 قرن پیش که علوم پیشرفت چندانی نکرده بود دانشمندان هم معتقد بودند جهان به یکباره در 4000 سال قبل از میلاد مسیح بوجود آمده است که البته این ادعا را از کتب مذاهب سامی درآورده بودند.

دانشمندان زیست شناسی امروزی پس از سالها مطالعه و تحقیق به این نتیجه رسیدند که عمر خورشید و زمین حدود 4 میلیارد و 500 میلیون سال است و آثار حیات را از یک میلیارد سال پیش می توان بروی کره خاکی مشاهده کرد. زمین بصورت کره سوزانی مرکب از هیدوژن و اتمهای دیگر بوده است که بتدریج بر اثر نیروی برودت فضایی میان ستارگان سردتر شده است و زمینه ایجاد ملکولها بوجود آمده است و بعد بعلت چرخش زمین، ملکولها بترتیب سنگینی در جاهای مختلف قرار گرفته اند(در مرکز سنگین ترین ها و بعد بترتیب سبکترها و در آخر هیدروژن و ازت و اکسیژن و...) و بعد با سردتر شدن زمین گازها به مایعات و مایعات به جامدات تبدیل شد و بر اثر زیاد شدن جامدات در سطح زمین چین خوردگی هایی بوجود آمد که باعث بوجود آمدن نخستین کوهها شد. آبهایی که بصورت ابرهایی با ضخامت زیاد در بالای زمین قرار داشتند بصورت باران بر زمین می باریدند ولی چون هنوز زمین خیلی گرم بود همه آنها را بخار می کرد و به فضا می فرستاد  تا اینکه بر اثر سرد شدن تدریجی زمین امکان نگهداری آب را یافت و بارانها باعث سیلابها شدند و کم کم اقیانوسها تشکیل و زمینه حیات فراهم شد چون هیچ موجودی بی آب حتی نمی تواند تنفس کند زیرا در حقیقت این هوا نیست که ما آنرا تنفس می کنیم بلکه اکسیژن محلول در آب است. اگر به همین ترتیب پیش رویم 2 الی6 میلیارد سال دیگر حرارت زمین بحدی کم می شود که ادامه حیات بر روی آن غیر ممکن می شود.

زمین شناسان و باستان شناسان به این نتیجه رسیده اند که حیات 5 دوره را طی کرده است. در دوره اول که دو میلیارد را به طول انجامید هیچ گونه آثار حیاتی دیده نمی شود.  دردوره دوم که 1 میلیارد سال طول کشیده است گیاهان و جانوران ساده دریایی بوجود آمده اند. دوره سوم که 360 ملیون سال طول کشید، دارای آثار بسیاری از جانداران مانند بی مهره ها، ماهیان، دوزیستها و سپس خزندگان است. در دوره چهارم که انواع گوناگون خزندگان، نخستینها، پستانداران، پرندگان تخم گزار و ... دیده شده است 150 میلیون سال به طول انجامید و دوره آخر که هم اکنون ما در آن به سر می بریم از 75 میلیون سال پیش شروع شده و در اثر تکامل همه نوع پستانداران و آدم نماها بوجود آمده اند و یک میلیون سال آخر آن آثار نوع آدمی یافت شده است.

 در گذشته بوجود آمدن حیات را به متافیزیک نسبت داده اند ولی امروزه در اثر تلاش زیست شناسان به این نتیجه رسیده اند که موجودات از تکامل و یک پدیده کاملا مادی بوجود آمده است یعنی موجودات ضعیفتری که سرپناه و غذای خود را نمی یافتند از چرخه طبیعت حذف می شدند و موجوداتی که بهتر خود را با شرایط وفق می دادند می ماندند در بدن خود این موجودات نیز عناصر زاید از بین می روند و اندام تکامل می یابند تا بهتر بتوانند در مقابل طبیعت مقاومت نمایند تا امروزه که انسان دیگر از حیوانات جدا شده و بر طبیعت تسلط پیدا کرده است به درستی عامل اصلی این تغییر و تکامل همان ابزار تولید و شرایط محیطی و از همه مهمتر کار بوده است.

زیست شناسان و باستان شناسان با مقایسه انسان امروزی با انسانهای اولیه تفاوتهای زیادی را یافتند ولی در هر صورت ما فرزندان میمونهای انسان نمای امروزی نیستیم بلکه این ها عموزاده های ما می باشند انسان های میمون نمای اولیه در عصر سنگ ابتدا توانستند سنگها را سیقل دهند این انسانها از لحاظ ساختار بدنی با ما تفاوتهای بسیار دارند یعنی زانوهای خمیده و دستهای بلند بدون قدرت تکلم و مغزی کوچکتر و ساده تر از انسان امروزی داشتند. آنها فقط قدرت یادگیری که در طول تکامل به دست آورده بودند را داشتند که کمی بیش از قدرت یادگیری سایر حیوانات بود. آنها وقتی خشمگین می شدند به بالا و پایین می پریدند و هنوز نمی توانستند صداهای مجزا را تولید کنند و فقط ادا در می آوردند. کم کم با تکامل حنجره توانستند صداهای مجزا را در آوردند و با ساختن ابزار از استخوان و سنگ و ... از لحاظ بدنی متکامل تر شدند این تکامل بر روی مغز آنها تاثیر گذاشته است یعنی هر چه بیشتر می آموختند مغز هم متکامل تر می شد و به طور متقابل بر تکلم، صدا و ابزار سازی تاثیر گذاشت. هرچند دستها باعث ابزار سازی و کار شدند ولی خود دستها هم از ابزار سازی و کار به وجود آمدند بعد از ابزار سازی و کار و تکلمی که متکامل تر می شد انسانها نیاز به زندگی گروهی را یافتند و زندگی گروهی باعث شد انسان بتواند حیوانات را شکار و امرار معاش کند کم کم با یاد گیری استفاده از آتش به این نتیجه رسیدند که گوش پخته خوش هضم تر است و بعد با نیاز به اهلی کردن حیوانات را در یافته اند و در همین حین مغز و بدن آنها هم در حال تکامل بود با اهلی کردن حیوانات و رفتن به مناطقی که تابستان و زمستان مجزا داشت پوشاک را اختراع کردند.

در حقیقت تفکری که در نتیجه کار به دست آمده بود موجب جدایی انسان از میمون شد ولی تکامل به پایان نرسید و تا امروز هم ادامه دارد.



طبقه بندی: اطلاع رسانی،  علمی/ خبری، 
برچســـب ها: پیدایش زمین، حیات و انسان،  
نوشته شده در تاریــــخ شنبه 9 مهر 1390 توسط مقداد یحیی زاده
تمامی حقوق وبسایت "بچـــه بزرگـــــا"محفوظ بوده و استفاده از مطالب موجود با ذکر منبع بلامانع میباشد
فال حافظ
< /