تبلیغات
بچـــه بزرگـــــــــا - غم دنیا

بچـــه بزرگـــــــــا
 
بیایـــــیم تا با هم، "ما" بسازیــــــــــم

غم دنیا رو دوشم بود به ابروم خم نیومد

گذشت من یه دریا بود و بخشش کم نیومد

تحمل که مرامم شد گرفتاری به نامم شد

تو این دنیای آشفته خدا شکرت کلامم شد

خدا شکرت کلامم شد

صبور بودم صبور بودم یه کوه پر غرور بودم

توی تاریکی و ظلمت یه روزن پر ز نور بودم

اگر دل را به کس بستم دلم را هدیه کرد دستم

بدی دیدم و بخشیدم به بدبینی نپیوستم

غم دنیا رو دوشم بود به ابروم خم نیومد

گذشت من یه دریا بود و بخشش کم نیومد

تحمل که مرامم شد گرفتاری به نامم شد

تو این دنیای آشفته خدا شکرت کلامم شد

خدا شکرت کلامم شد

صبور بودم صبور بودم یه کوه پر غرور بودم

توی تاریکی و ظلمت یه روزن پر ز نور بودم

من از دنیا نترسیدم به عمق غصه خندیدم

چرا آخر خدا را من همیشه در کنار دیدم

غم دنیا رو دوشم بود به ابروم خم نیومد

گذشت من یه دریا بود و بخشش کم نیومد

تحمل که مرامم شد گرفتاری به نامم شد

تو این دنیای آشفته خدا شکرت کلامم شد





طبقه بندی: شاعرانه (دنیای یه دوست)، 
برچســـب ها: غم دنیا،  
نوشته شده در تاریــــخ دوشنبه 16 آبان 1390 توسط مقداد یحیی زاده
تمامی حقوق وبسایت "بچـــه بزرگـــــا"محفوظ بوده و استفاده از مطالب موجود با ذکر منبع بلامانع میباشد
فال حافظ
< /