تبلیغات
بچـــه بزرگـــــــــا - مطالب ابر جملات زیبا

بچـــه بزرگـــــــــا
 
بیایـــــیم تا با هم، "ما" بسازیــــــــــم
به نام آنی که می داند در دل تنهای من چه می گذرد! نمی دانم چرا به تنهایی حسادت می کنم؟!! شاید به خاطر این که همه دوستش دارن.... چون همه باهاشن..... چون تنهایی کار هر کسی نیست..... تنهاترین آدم خوشبخت ترینه....

با کسی که دوستش دارید...فیلم نبینید....نخوابید.....آهنگ گوش نکنید......کتب نخوانید.....وکلا خاطره نسازید
وقت نبودنش میفهمید که چه میگویم......

تو که می دانستی با چه اشتیاقی.....خودم را قسمت می کنم....... پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم......جوابم نکردی؟؟؟ برای خداحافظی خیلی دیر بود ......خیلی......

قلبـــــ ـــ ـ کال مـَن ..
دَر فصل دستـــ های تـــو می رسَــد
فصـلی برای تمـــــام رؤیــــــــــــاها
دستــی برای تمــــــــــام فصل ها ..

آغوشـــــــت غـــــــاری است
که وســــــــوسه میکند
همــه را برای پیــــــــامبر شدن !!!

کاش جای دسته گلی که فردا بر روی مزارم خواهی گذاشت امروز با شاخه گلی کوچک یادم کنی.... کاش به جای سیل اشکی که فردا مزارم را بارانی خواهد کرد امروز با تبسمی دلم را شاد کنی.... من امروز به تو و مهربانیت نیازمندم..... فردا را چه سود؟؟!!

دل من تنها بود.... دل من هرزه نبود.... دل من عادت داشت که بماند یک جا.... به کجا؟! معلوم است به در خانه تو.... دل من عادت داشت.... که بماند آنجا.... پشت یک پرده توری.... که تو هر روز آن را به کناری بزنی.... دل من ساکن دیوار و دری است.... که تو هر روز از آن می گذری.... دل من ساکن دستان تو بود.... دل من گوشه یک باغچه بود.... که تو هر روز به آن می نگری....


ادامه مطلب

طبقه بندی: شاعرانه (دنیای یه دوست)،  جملات زیبا،  عشقولانه ، 
برچســـب ها: جملات زیبا، بازی با کلمات، احساس جمله،  
نوشته شده در تاریــــخ پنجشنبه 16 تیر 1390 توسط مقداد یحیی زاده

دانستن کافی نیست، باید اقدام کرد، خواستن کافی نیست، باید کاری کرد. نه پیروزی پایدار است، نه شکست مرگ ‌آور. زمانی دست از کار بکشید که کار شما انجام شده باشد، نه آنگاه که خسته شده‌ اید. 

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را که تنها دل من ؛ دل نیست 

در دنیا زندگی کن بی آنکه جزئی از آن باشی. 

عشق مثل گنجیشكه اگه سفت بگیری می میره اگه شل بگیری میپره پس سعی كن طوری بگیری كه تو دستات خوابش ببره...................... 

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید. 

آیا تا به حال تلاش كرده اید.آیا تا به حال شكست خورده اید.مهم نیست. دوباره تلاش كنید .دوباره شكست بخورید. شكست بهتر است 

باور کن نهایت زیباست ، زیبایی غایت زندگی آدمی هست ، 

خدایا
اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میار که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید این شبه آدم های اندک را متوجه شوم.
چه دوست تر می دارم بزرگواری گولخور باشم تا همچون اینان کوچکواری گول زن. 

روزی خواهم آمد ؛
روزی که تو التماس می کنی
و من آنروز مانند امروز تو
با تو رفتار نخواهم کرد! 

چه تنگنای سختی است! یک انسان یا باید بماند یا برود. و این هر دو اکنون برایم از معنی تهی شده است. و دریغ که راه سومی هم نیست! 

پنجره زیباست اگر بگذارند عشق مخصوص تماشاست اگر بگذارند من اظهار نظرهای دلم فهمیدم عشق همسایی فقتواست.................. 

من نمی دانم
و همین درد مرا سخت می­آزارد
که چرا انسان، این دانا، این پیغمبر در تکاپوهایش
چیزی از معجزا آن سوتر ره نبرده است
به اعجاز محبت!
چه دلیلی دارد؟ چه دلیلی دارد؟
که هنوز مهربانی را نشناخته است؟
و نمی­داند در یک لبخند چه شگفتی­هایی پنهان است!
من بر آنم که در این دنیا خوب بودن- به خدا سهل­ترین کار است
ونمی­دانم که چرا انسان، تا این حد با خوبی بیگانه است؟
و همین درد مرا سخت آزرده است. 

من میخوهم كاملا شبیه یك درخت باشم.میخواهم همواره نمو كنم.از بالا میوه هایی داشته باشم و از پایین با استحكام روح و ریشه خود را در اعماق زمین فرو برم تا بتوانم بزندگانی عملی خود روش و نیرویی بدهم .. بتهوون .. 

چه بسیار دلهایی که می پرستند و نیکی می ورزند و پرستش و تقوی و نیکی نیز در آنها زشت و آلوده و پلید است.
و چه دلها که عشق می ورزند و گناه می کنند و خطا و هوس و گناه نیز در آنها زیبا و پاک و زلال است. 

بگذار شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید هر چند معنی جز رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل نکن 

آه چه حالتی دارد! نه به وصف می­آید و نه به فهم! دوست داشتن چه قدرتی دارد، در خویشاوندی و صمیمیت راستین چه نیروی معجزه گر خدایی نهفته است. چه لذتی است اینجا در "خود را نادیده گرفتن " در "خود را لقمه لقمه کردن" و به دهان دوست دادن که بجود و بجود و بجود و طعم و عصاره­اش را بمکد و تفاله­اش را بر خاک بریزد و این خود بهترین زندگی کردن است! و اینها و اینگونه نعمت­ها را همه از او دارم! من کی با این حالات آشنا بودم؟ کودک را، پدرش، مادرش می­زند و او به گریه می­افتد و از درد فریاد می­کشد، اما چه می­کند؟ با چهره برافروخته و چشمانی سرخ و گونه­های خیس از اشک، خود را به دامن مادرش یا پدرش، همان که آزارش داده است می­افکند

خداوندا مردم شکر نعمتهای تو را به جا می آورند و من شکر بودن تو چرا که نعمت بودن توست.
 
با همه چیز در آمیز و آمیخته نشو، در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.
 
آنان که میفهمند عذاب میکشند و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند. 

خدایا به من قدرت ان را عطا کن که بتوانم بدان اندازه که او را دوست میدارم نیاز دوست داشتنش را در خود خاموش سازم. 

حس قشنگ عاشقی سر می خوره تو حوض نقاشی رنگی میشه دلای آتیشی همینه که عشق میشه قشنگ و دوشت داشتنی حس خوب عاشقی میشه رنگی مثل رنگین کمون آسمون استا کریم شبای عاشقا پر از عشق و صفا که نشسته رو گلبرگ گلها شبا به زیر نور مهتاب زمزمه ستاره ها میشه همدم دلا حس خوب عاشقی تو یه هوای سرد پاییزی گرمی میده به دلای سرد دلواپسی رنگی میشه روزای زنگی مثل یک تابلو خوب نقاشی چه خوبه عاشقی... چه خوبه عاشقی...چه خوبه 

توی معبد چشات هرکی در زد باز نکن ! چون اونجا فقط زیارتگاه منه 

مرا به دست من بکش ، بنام من گناه کن / اگر من اشتباهتم ، همیشه اشتباه کن . 

دلم باغی پر از ریحان و گل بود / به روی رود عشقت مثل پل بود / نگاهم کردی و ویران شد این دل / مگر چشم تو از قوم مغول بود ! 

امشب ای ناز ، چه دلتنگ نگاهت شده ام / باز ای مونس جان چشم براهت شده ام / برق چشمان تو امشب به سکوتم خندید / چونکه دیوانه ی آن چهره ی ماهت شده ام .

 

آسمان غریبه بود نگاهم کردی / برف آمده بود صدایم کردی / دل آسمان تپید و روشن شد / عشق آمده بود ، آشنایم کردی . 

بیا ای بهترین درمان قلبم / مداوا کن غم پنهان قلبم / قسم بر خالق دلهای عاشق / تو هستی آخرین سلطان قلبم . 

گاه می توان تمام زندگی را در آغوش گرفت ، فقط کافیست تمام زندگیت یک نفر باشد .



لطفآ نظر یادتون نره...

طبقه بندی: شاعرانه (دنیای یه دوست)،  عشقولانه ،  درس زندگی،  جملات زیبا، 
برچســـب ها: جملات زیبا و دوست داشتنی، جملات زیبا، اس ام اس، بازی با جملات،  
نوشته شده در تاریــــخ شنبه 3 اردیبهشت 1390 توسط مقداد یحیی زاده

من دیگر نمیگذارم آسمانت را اشتباه بیایی ، ماه تو اینجا نیست ، من دیگر آسمان به آسمان ، زمین به زمین از تو میگریزم . 

گفتم دوستت دارم ، نگو نظر لطفته ، چون نظر لطفم نیست ، نظر دلمه ! 

غصه نخور عزیزم ، دلت تنها نمیشه / هرجای دنیا که باشی ، تو قلبمی همیشه . 

برای دیدارت زمان را تعیین نمیکنم شاید ساعت حسادت کند و خواب بماند . 

چندیست که عشق تحقیر شده است / و هی با کلمات نامربوط تعبیر شده است / گناه ، هوس ، بازیچه / چون قفل به گردنش زنجیر شده است . 

چنان که از قفس هم دو یاکریم به هم / از آن دو پنجره ما خیره میشدیم به هم / به هم شبیه ، به هم مبتلا ، به هم محتاج / چونان دو نیمه ی سیب که هر دو نیم به هم . 

تو اگر بی خبر از قلب پریشان منی / با همه بی خبری هم نفس جان منی . 

چون زلف توام جانا ، در عین پریشانی / من چشم تو را مانم ، تو اشک مرا مانی / من خاکم و من گردم ، من اشک و من دردم / تو مهری و تو نوری ، تو عشقی و در جانی 

میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خدا / خدا کنه همین شبا گفته بشه قصه ی تو واسه خدا . 

مکانی برایت بهتر از دلم ندارم ، تنگی اش را به لطف خودت ببخش . 

فرقی ندارد ، شرق یا غرب ، شمال یا جنوب ، من تو را به هر جهت دوست دارم . 

یاد تو چندیست که مهمانم شده / خاطراتت آفت جانم شده / هرچه میگویم سخن از یاد توست / در سکوت من فقط فریاد توست



لطفآ نظر یادتون نره...

طبقه بندی: شاعرانه (دنیای یه دوست)،  طنز شعر و شاعری،  عشقولانه ،  درس زندگی،  جملات زیبا، 
برچســـب ها: جملات زیبا و دوست داشتنی، جملات زیبا، جملات دوست داشتنی،  
نوشته شده در تاریــــخ شنبه 3 اردیبهشت 1390 توسط مقداد یحیی زاده
تمامی حقوق وبسایت "بچـــه بزرگـــــا"محفوظ بوده و استفاده از مطالب موجود با ذکر منبع بلامانع میباشد
فال حافظ
< /