تبلیغات
بچـــه بزرگـــــــــا - مطالب ابر درس زندگی

بچـــه بزرگـــــــــا
 
بیایـــــیم تا با هم، "ما" بسازیــــــــــم

 به نام خدا

 

برخی از نوشته های این متن پژوهشگران بسیار شبیه به سخنان

مولایمان علی علیه السلام است

نکاتی  برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژی

 ************

1. Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

 1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

 **********

 2. Sit in silence for at least 10 minutes each day.

 2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید.

 

**********

 3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep

 3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

 **********

 4. When you wake up in the morning complete the following statement, "My purpose is to__________ _ today."

 4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم....»

 **********

 5. Live with the 3 E's -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F's--

 Faith, Family, Friends.

 5- با سه Eزندگی کنید؛ Energy(انرژی)، Enthusiasm(شوق)، Empathy(فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه Fیعنی Faith(ایمان)، Family (خانواده) و Friends(دوستان).

 **********

 6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.

 6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

 **********

 7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.

 7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

 **********

 8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.

 8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

 **********

 9. Dream more while you are awake.

 9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

 **********

 10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.

 10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.

 **********

 11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.

 **********

 12. Try to make at least three people smile each day..

 12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

 **********

 13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.

 13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.

 **********

 14. Don't waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.

 14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

 **********

 15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.

 15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.

 **********

 16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a college kid with a maxed out charge card.

 16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

 **********

 17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.

 17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

 **********

 18. Life isn't fair, but it's still good..

 18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

 **********

 19. Life is too short to waste time hating anyone.

 19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

 **********

 20. Don't take yourself so seriously. No one else does.





طبقه بندی: درس زندگی، 
برچســـب ها: درس زندگی، زندگی،  
نوشته شده در تاریــــخ جمعه 22 بهمن 1389 توسط مقداد یحیی زاده

 

درس پنجم :

یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه!

صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه كه دیشب مجبور شده خونه یكی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه.....

شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچكدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیكنن!

یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه كه دیشب مجبور شده خونه یكی از دوستهای صمیمیش (مذكر) بمونه...

خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن كه آقا هنوزم خونه اونا پیش اوناست !!!

نتیجه اخلاقی: یادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند !

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

درس ششم :

چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف كنن....

بعد از مدتی یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون :

اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه كار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت كرد.

پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد !

دومی: جالبه. پسر من هم مایه افتخار و سرفرازی منه. توی یه شركت هواپیمایی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده... پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد !!!

سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده ...

اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس كرده و میلیونر شده.. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰! متری بهش هدیه داد

هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریكات به خاطر چیه؟!

سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كردیم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف كنی؟!

چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه كلوپ مخصوص كار میكنه!

سه تای دیگه گفتند: اوه مایه خجالته چه افتضاحی !!!

دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم.... در ضمن زندگی بدی هم نداره.

اتفاقا همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ۳۰۰۰ متری هدیه گرفت !!!

نتیجه اخلاقی: هیچوقت به چیزی كه كاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نكن !!!

 

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

درس هفتم :

توی اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتی همه آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمكت شروع میكنه به زنگ زدن.

مردی كه نزدیك موبایل نشسته بود دكمه اسپیكر موبایل رو فشار میده و شروع می كنه به صحبت.

بقیه آقایون هم مشغول گوش كردن به این مكالمه میشن ....

مرد: الو؟

صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟

مرد: آره !

زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم

اینجا یه كت چرمی خوشگل دیدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشكالی نداره اگه بخرمش؟

مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره!

زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم... یكیشون خیلی قشنگ بود قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !

مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی كن ماشین رو با تمام امكانات جانبی بخری !

زن: عالیه. اوه  یه چیز دیگه  اون خونه ای رو كه قبلا میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره

مرد: خب? برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی !!!

زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم.. خداحافظ

مرد: خداحافظ

بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی كه با حسرت نگاهش میكردن میندازه و میگه: كسی نمیدونه كه این موبایل مال كیه ؟!

نتیجه اخلاقی: هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین !!!

 





طبقه بندی: درس زندگی، 
برچســـب ها: زندگانی، زندگی، درس زندگی،  
نوشته شده در تاریــــخ جمعه 22 بهمن 1389 توسط مقداد یحیی زاده

سلام....

 

همه ما انسان ها همیشه و هر کجا به دنبال شکل گیری یک زندگی بهتر هستیم و این امر به هیچ عنوان محقق نمی شود مگر با یادگیری درس هایی از زندگی امروز می خوام شما دوستان عزیز رو با چند تا از این موارد آشنا کنم امیدوارم که لذت ببرید در ضمن اگه در جایی هم از برخی کلمات نا مناسب استفاده شده قبلا از همتون پوزش می خوام.

 

درس اول :

یه روز مسئول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند?

یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه?

جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم?

منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من!

من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم !

پوووف! منشی ناپدید میشه .......

! بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من ، حالا من

من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ....

پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه?

بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه?

مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!

نتیجه : اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !

 

درس دوم : 

یه روز یه مردی به یه خانم پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش?

خانم سوار میشه و راه میفتن?

چند دقیقه بعد خانم پاهاش رو روی هم میندازه و مرد زیر چشمی یه نگاهی به پای زن میندازه?

خانم میگه: آقا ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار? !

مرد قرمز میشه و به جاده خیره میشه...

چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و مرد موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای خانم تماس میده?!

راهبه باز میگه: آقا! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!!!

مرد زیر لب یه فحش میده و بی خیال میشه و خانم رو به مقصدش می رسونه?

بعد مرد به کلیسا می ره و سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن? کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی !!!

نتیجه اخلاقی اینکه اگه توی کارت از اطلاعات کافی کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!!!

 

درس سوم :

بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد

همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد

زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه?

همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود

تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!

بعد از چند لحظه ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره?!

زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت

پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود?

پیتر گفت: خوبه? چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!

نتیجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه ، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید !!!

درس چهارم :

من خیلی خوشحال بودم !

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم  والدینم خیلی کمکم کردند  دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود?

فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود?!

اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم?

یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی !

سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :

اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ?????.!

من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم?

اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم?

وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم?!

یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!

پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی?!

ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم  و هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم به خانوادهء ما خوش اومدی !!!

نتیجه اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید !!!

 



طبقه بندی: درس زندگی، 
برچســـب ها: درس زندگی، زندگی،  
نوشته شده در تاریــــخ سه شنبه 12 بهمن 1389 توسط مقداد یحیی زاده
تمامی حقوق وبسایت "بچـــه بزرگـــــا"محفوظ بوده و استفاده از مطالب موجود با ذکر منبع بلامانع میباشد
فال حافظ
< /